خستگی،،،
احساس فرتوت و شکسته ی سکون
گویی تمام دنیا از حرکت ایستاده
چشمان بهت زده
و دهان بازمانده از بازی های مبهم روزهای زندگی
تنهایی
ای احساس زیبای زندگی من
ای تنهایی مقدس
بیا و در تمام سلول هایم نفوذ کن
من را در بر بگیر
همچون برف آذر ماه بر پیکره لخت کوهستان
بیا و من را پیدا کن دوباره
باز خود را گم کرده ام
گم در هزار توی افکارم
گم در میان رنگ های این آدم های هفت رنگ
تمام انتظار من از دنیا
قوت دو زانو است برای برخواستن
استواری یک شانه که تکیه کاهم باشد
اشک های دو چشم که باری ازم سبک کند
و لطافت بالینی که تسکین دردهایم شود
سه تای اول را خدا به من داد
و آخری بالشتی بود که مادر برایم آورد
این تمام دنیای تنهایی من است
که با خط خطی های این خودکار نقاشی اش میکنم
در زخمه های سه تارم صدایش میزنم
با اشک تطهیرش میکنم
و در امتداد این روزهایم میشود روزگـــــــــــــــار
13 شهریور 92

سلام دوست عزیز وبلاگ خوبی داری اگه تونستی به وبلاگ من هم سر بزن. (با تشکر)
گل
khili ziba bod afarin tabrik migamm beheton karetono edame bedin